السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
244
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
به مراتب طولانىتر از عمر امام مهدى ( عجلّ الله تعالى فرجه ) ، زنده نگاه داشته است و اين مشيّت الهى براساس حكمتها و اسرارى شكل گرفته كه ما تنها به برخى از آنها واقفيم ، اما در هر صورت آنها را به شكل يقينى باور داريم ؛ اكنون چه اشكالى دارد كه امام مهدى ( عجلّ الله تعالى فرجه ) نيز يكى از ايشان بوده و قضيهى مهدويت هم از اين سنخ باشد . زيرا ما مسلمانان معتقديم كه خداوند متعال كار لغو و عمل بيهوده انجام نمىدهد و نيز به امور غيبى بسيارى ايمان داريم كه براهين استوار عقلى و نقلى بر اثبات آنها اقامه شده است و در اين صورت ، ندانستن حكمت و مصلحت اين قبيل امور غيبى ، در صحّت و بايستگى باور داشت اين ايدهها خدشهاى وارد نمىسازد و در مورد احكام شرعى و فروع فقهى و عبادات نيز ، امر بدين گونه است ؛ چه بسا سرّ يك حكم دينى يا هدف از تشريع يك قانون الهى بر ما پوشيده است ، ليكن در عين حال بدان متعبد و پاىبنديم و اين تعبد را در اديان ديگر ، حتى قوانين بشرى و مقررات اعتبارى و قراردادى نيز مشاهده مىكنيم . بر اين اساس اگر ادلّهاى كه در فصلهاى گذشته بر ضرورت ايمان داشتن به امام مهدى عليه السّلام ( با توجه به اوصاف خاص حضرت و فرزند امام حسن عسكرى عليه السّلام بودن ايشان و تولد يافتن وى و عهدهدارى منصب امامت پس از پدر بزرگوار خويش در سن پنج سالگى و زنده بودن آن حضرت و برخوردارى ايشان از طول عمر فوق طبيعى ) اقامه كرديم دليلهاى معتبر و صحيحى باشند ، نتيجهاش لزوم پذيرش و ايمان آوردن به غيبت طولانى آن حضرت است ، مصالح و حكمتهاى آن را درك كنيم يا نه ، هرچند قدرت فهم برخى از آنها را داريم و با دانش ناقص و خرد محدود خويش مىتوانيم بخش كوچكى از اسرار اين حقيقت سترگ را تصور كنيم . ازاينرو لازم است مسلمانانى كه به اعجاز طول عمر امام مهدى عليه السّلام و فوايد و بركات وجود شريف ايشان در حال غيبت ، ايمان ندارند ، در عقيدهى خود تجديد نظر كنند و در پرتو روشنگرى ادلهى فراوان عقلى ، بناى اعتقاد خويش را بازسازى كنند . بنابراين فرض دوم پذيرفتنى نيست . زيرا ادّلهى معتبر شرعى ، خالى ماندن زمين از حجت خدا را ، هرچند براى يك لحظه ، محال و غير ممكن شمردند . پس ، جز اعتقاد به استمرار حيات امام مهدى عليه السّلام از به دو تولّد تاكنون راهى نداريم ، گرچه به هيچ يك از مصالح و حكمتهاى اين امر ( كه اتفاقا در كتب مبسوط علمى بدانها اشاره شده است ) واقف نباشيم .